گوناگون
کوير برهنه و آسمان سربي به هم بر آمده و سر بر هم نهاده بودند . نموري کوير و کدورت آسمان ، دم به دم آغشته به هم تر مي شدند . چنان که پنداري آسمان فرود مي آمد و زمين بالا مي رفت ، باد مي کرد و بالا مي رفت تا يکي شود ؛ با آسمان يکي شود . در هم . دو پرنده بزرگ ، با بالهاي خسته و سنگين ، به هم آغوش گشوده و خوابزده به هم بر مي شدند . دو بالنده خاکستري، دو پهنا ، دو گنگ ، آن دو که به هم مي رسيدند ، شب مي رسيد . شب ، يکي شدن آن دو بود . دمي ديگر !
(کليدر - ج 2- محمود دولت آبادي)
(کليدر - ج 2- محمود دولت آبادي)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 6:6 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ