و بنگر ميان نيکان و بدان و با هر دو گروه دوستي کن.
با نيکان به دل دوست باش و با بدان به زبان دوستي نماي تا دوستي هر دو گروه تو را حاصل گردد.
و نه همه حاجتي به نيکان افتد. وقتي باشد که به دوستي بدان حاجت آيد به ضرورت، که از دوست نيک مقصود برنيايد. اگرچه راه بردن تو نزديک بدان، به نزديک نيکان تو را کاستي درآيد. چنان که راه بردن تو به نيکان، نزديک بدان آبروي فزايد.
و تو طريق نيکان نگه دار که دوستي هر دو قوم تو را حاصل آيد.
اما با بي‌خردان هرگز دوستي مکن که دوست بي‌خرد از دشمن بتر بود. که دوست بي‌خرد با دوست از بدي آن کند، که صد دشمن باخرد با دشمن نکند.
و دوستي با مردم هنرمند و نيک عهد و نيک محضر دار، تا تو نيز به آن هنرها معروف و ستوده شوي که آن دوستان تو بدان معروف و ستوده باشند.
و تنهايي دوست‌تر دار از همنشين بد.

«عنصرالمعالي کيکاوس - قابوس نامه »