گوناگون
حكايت ديدار خدا
صاحب كمالي مي گفت: آن گاه كه مي بينم شب در پيش است به خود مي گويم با پروردگار تنها خواهم ماند. و آن گاه كه مي بينم صبحدم نزديك است، از فرط ناخشنودي ديدار كساني كه مرا از خداوند باز مي دارند، اندوهناك مي شوم.
(كشكول شيخ بهائي)
صاحب كمالي مي گفت: آن گاه كه مي بينم شب در پيش است به خود مي گويم با پروردگار تنها خواهم ماند. و آن گاه كه مي بينم صبحدم نزديك است، از فرط ناخشنودي ديدار كساني كه مرا از خداوند باز مي دارند، اندوهناك مي شوم.
(كشكول شيخ بهائي)
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ دی ۱۳۸۹ ساعت 6:22 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ