اندر احوال احمد حرب
نقل است که صومعه ای داشت که هروقت در آنجا رفتی به عبادت ، تا خاليتر بودی ، شبی به عبادت آنجا رفته بود که بارانی عظيم آمد . مگر اندکی دلش بخانه رفت که نبايد که آب در خانه راه بَرد و کُتب تَر شود . آوازی شنود که : ای احمد ! خيز به خانه رو که آنچه از تو به کار می آيد به خانه فرستادی . تو اينجا چه می کنی ؟ و همان دم به دل توبه کرد . (تذكرة الاولياء)