گوناگون
به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
به سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را
ز ميان برآر دستي مگر از ميانجي تو
به کران برد زمانه غم بيکران ما را
به دو چشم آهوي تو که به دولت تو گردون
همه عبده نويسد سگ پاسبان ما را
ز پي عماري تو چه روان کنيم مرکب
چو رکيب تو روان شد چه محل روان ما را
به سرا و مجلس خود مطلب نشاني ما
چو تو بر نشان کاري چه کني نشان ما را
گلهي فراق گفتم که نه نيک رفت با
به کرشمه مهر برنه پس از اين زبان ما را
به تو درگريخت خاقاني و جان فشاند بر تو
اگرش مزيد خواهي بپذير جان ما را
(خاقاني)
به سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را
ز ميان برآر دستي مگر از ميانجي تو
به کران برد زمانه غم بيکران ما را
به دو چشم آهوي تو که به دولت تو گردون
همه عبده نويسد سگ پاسبان ما را
ز پي عماري تو چه روان کنيم مرکب
چو رکيب تو روان شد چه محل روان ما را
به سرا و مجلس خود مطلب نشاني ما
چو تو بر نشان کاري چه کني نشان ما را
گلهي فراق گفتم که نه نيک رفت با
به کرشمه مهر برنه پس از اين زبان ما را
به تو درگريخت خاقاني و جان فشاند بر تو
اگرش مزيد خواهي بپذير جان ما را
(خاقاني)
+ نوشته شده در یکشنبه ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت 8:11 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ