حکايت
 موسی عليه السلام ، درويشی را ديد از برهنگی به ريگ اندر شده . گفت : ای موسی دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بی طاقتی بجان آمدم . موسی دعا کرد و برفت . پس از چند روز که باز آمد از مناجات ، مرد را ديد گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده . گفت : اين چه حالت است ؟ گفتند : خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته ، اکنون به قصاص فرموده اند . و لطيفان گفته اند:
گربه مسكين اگر پر داشتى
تخم گنجشك از جهان برداشت
عاجز باشد كه دست قوت يابد
برخيزد و دست عاجزان برتابد

(گلستان سعدي – باب سوم در فضيلت قناعت)