رفتار هر ستاره شبيه اشاره است
بند نقاب ماه هم انگار پاره است
امشب ستارگان همه دور مدينه اند
آيا مدينه کعبه ي حج ستاره است؟

مبهوت مانده اند تمام پرندگان
از ازدحام بال اهاليّ لامکان
از بس فرشته از ملکوت آمده زمين
امشب شده ست يک طرفه راه آسمان

دست درخت ها همگي ربّناي سبز
پوشيده است شهر مدينه رداي سبز
کوچه به کوچه خانه ي آل رسول را
پرسيده تا رسيده به يثرب هُماي سبز

نوزاد چون گريست به پا خاست همهمه
خنده نشاند گريه ي او بر لب همه
آن لحظه شد محمدِ اَبتَر پدربزرگ
اين وعده ي خداست و فرزند فاطمه

اي نورسيده اي که فداي تو جان من
ريحانه ي رسول خدا سرور ِ عَدَن
هر جا پدر براي پسر نام مي نَهَد
تو آمدي و نام علي شد ابالحسن

(احسان پرسا)