گوناگون
دست تو باز مىكند، پنجره هاى بسته را
هم تو سلام مى كنى، رهگذران خسته را
دوباره پاك كردم و به روى رف گذاشتم
آينه قديمى غبار غم نشسته را
پنجره بى قرار تو، كوچه در انتظار تو
تا كه كند نثار تو، لاله دسته دسته را
شب به سحر رسانده ام، ديده به ره نشانده ام
گوش به زنگ مانده ام، جمعه عهد بسته را
اين دل صاف، كم كمك شده ست، سطحى از تَرك
آه! شكستهتر مخواه آينه شكسته را
(ثابت محمودى)
هم تو سلام مى كنى، رهگذران خسته را
دوباره پاك كردم و به روى رف گذاشتم
آينه قديمى غبار غم نشسته را
پنجره بى قرار تو، كوچه در انتظار تو
تا كه كند نثار تو، لاله دسته دسته را
شب به سحر رسانده ام، ديده به ره نشانده ام
گوش به زنگ مانده ام، جمعه عهد بسته را
اين دل صاف، كم كمك شده ست، سطحى از تَرك
آه! شكستهتر مخواه آينه شكسته را
(ثابت محمودى)
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 9:28 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ