گوناگون
دمی با خیام :
در دهر چو آواز گل تازه دهند فرماي بتا که می به اندازه دهند
از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ فارغ بنشين که آن هر آوازه دهند
* * * * *
در دهر هر آن که نيم ناني دارد از بهر نشست آشياني دارد
نه خادم کس بود نه مخدوم کسی گو شاد بزي که خوش جهاني دارد
* * * * *
دهقان قضا بسي چو ما کشت و درود غم خوردن بيهوده نمیدارد سود
پر کن قدح می به کفم درنه زود تا باز خورم که بودنيها همه بود
* * * * *
زان پيش که بر سرت شبيخون آرند فرماي که تا باده گلگون آرند
تو زر ني اي غافل نادان که ترا در خاک نهند و باز بيرون آرند
در دهر چو آواز گل تازه دهند فرماي بتا که می به اندازه دهند
از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ فارغ بنشين که آن هر آوازه دهند
* * * * *
در دهر هر آن که نيم ناني دارد از بهر نشست آشياني دارد
نه خادم کس بود نه مخدوم کسی گو شاد بزي که خوش جهاني دارد
* * * * *
دهقان قضا بسي چو ما کشت و درود غم خوردن بيهوده نمیدارد سود
پر کن قدح می به کفم درنه زود تا باز خورم که بودنيها همه بود
* * * * *
زان پيش که بر سرت شبيخون آرند فرماي که تا باده گلگون آرند
تو زر ني اي غافل نادان که ترا در خاک نهند و باز بيرون آرند
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت 8:50 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ