گوناگون
اگر پرنده نخواند
اگر که آب نرقصد
اگر که سبزه نرويد
زمين چه خواهد کرد؟
چه يکنواخت و بيروح مي شود هستي
اگر که عشق نخندد
اميد اگر نباشد
اگر نباشد شادي
و گاهگاهي درد...
از آن کسي گله دارم که آيه ياس است
و همچو برف زمستان
به هرکجا که نشيند
کند هوا را سرد
چه پرشکوه بود دست عشق بوسيدن
ولي چه ننگين است
که دست قدرت يک مرد را ببوسد مرد
و آفتاب و زمين عاشقان يکدگرند
چو دستهاي من و تو که شاخه هاي ترند
چو مي خورند به گرمي به يکدگر پيوند
هزاران گل سرخ آورند و ميوه زرد
(ژاله اصفهاني)
اگر که آب نرقصد
اگر که سبزه نرويد
زمين چه خواهد کرد؟
چه يکنواخت و بيروح مي شود هستي
اگر که عشق نخندد
اميد اگر نباشد
اگر نباشد شادي
و گاهگاهي درد...
از آن کسي گله دارم که آيه ياس است
و همچو برف زمستان
به هرکجا که نشيند
کند هوا را سرد
چه پرشکوه بود دست عشق بوسيدن
ولي چه ننگين است
که دست قدرت يک مرد را ببوسد مرد
و آفتاب و زمين عاشقان يکدگرند
چو دستهاي من و تو که شاخه هاي ترند
چو مي خورند به گرمي به يکدگر پيوند
هزاران گل سرخ آورند و ميوه زرد
(ژاله اصفهاني)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 6:29 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ