رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طيف
نغمه در نغمه و هر نغمه به ياد ياران
قيژک کولي کوک است در اين تنگي عصر
راست در پرده اندوه و مقام باران
مي زند بي که نگاهي فکند بر چپ و راست
رفته از دست و در افتاده ز مستي از پاي
قيژک کولي کوک است در اين تنگي عصر
رعد را عربده بگسسته
ولي پيوسته قيژک کولي
در همهمه اي هاياهاي هاياهاي
قيژک کولي کوک است در اين تنگي عصر
پرده ديگر مکن و راه مگردان کولي
هم مگر همره اين زخمه تند تو کنم
دلي از گريه سبکبار در اين تنگ غروب

(دکتر شفيعي کدکني)