گوناگون
در کوی تو مستانه میافتم و میخیزم
دلداده و دیوانه میافتم و میخیزم
من مست و پریشانم می نالم و می مویم
مدهوش ز پیمانه میافتم و میخیزم
تا آنکه تو را یابم میگردم و میجویم
پس بر در آن خانه میافتم و میخیزم
چو شمع شب عاشق می سوزم و می گریم
از عشق چو پروانه میافتم و میخیزم
گر دست دهد روزی تا خاک رهت گردم
در پای تو جانانه میافتم و میخیزم
گفتی که ز جان برخیز در ملک عدم بنشین
زینروست که مستانه میافتم و میخیزم
من مست قدح نوشم از چشم تو مدهوشم
سلانه به سلانه میافتم و میخیزم
دیوانه رویت من چون گردن به کویت من
ای دلبر فرزانه میافتم و میخیزم
باز آی و گرنه می هستی ز کفم گیرد
اینسان که به میخانه میافتم و میخیزم
(حمید مصدق)
دلداده و دیوانه میافتم و میخیزم
من مست و پریشانم می نالم و می مویم
مدهوش ز پیمانه میافتم و میخیزم
تا آنکه تو را یابم میگردم و میجویم
پس بر در آن خانه میافتم و میخیزم
چو شمع شب عاشق می سوزم و می گریم
از عشق چو پروانه میافتم و میخیزم
گر دست دهد روزی تا خاک رهت گردم
در پای تو جانانه میافتم و میخیزم
گفتی که ز جان برخیز در ملک عدم بنشین
زینروست که مستانه میافتم و میخیزم
من مست قدح نوشم از چشم تو مدهوشم
سلانه به سلانه میافتم و میخیزم
دیوانه رویت من چون گردن به کویت من
ای دلبر فرزانه میافتم و میخیزم
باز آی و گرنه می هستی ز کفم گیرد
اینسان که به میخانه میافتم و میخیزم
(حمید مصدق)
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۸ ساعت 6:42 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ