گوناگون
به مويي بسته صبرم، نغمه تار است پنداري
دلم از هيچ مي لرزد، دل يار است پنداري
به تحريک نسيمي خاطرم آشفته مي گردد
به خود رايي، سر زلفين دلدار است پنداري
نه پندم مي دهد سودي، نه کارم راست بهبودي
دلي دارم که هر امسال او پار است پنداري
ننوشم تا قدح، بر من دري ازغيب نگشايد
کليد روزنم در دست خمار است پنداري
به نوعي طعن مردم را هدف گشتم که دامانم
ز سنگ کودکان، دامان کُهسار است پنداري
فلک را ديده ها بر هم نمي آيد شب از کينم
چنان هشيار مي خوابد که بيدار است پنداري
نظيري بوالعجب شيرين و نازک نکته مي آري!
ترا شکّر به خرمن، گل به خروار است پنداري
(نظيري نيشابوري )
دلم از هيچ مي لرزد، دل يار است پنداري
به تحريک نسيمي خاطرم آشفته مي گردد
به خود رايي، سر زلفين دلدار است پنداري
نه پندم مي دهد سودي، نه کارم راست بهبودي
دلي دارم که هر امسال او پار است پنداري
ننوشم تا قدح، بر من دري ازغيب نگشايد
کليد روزنم در دست خمار است پنداري
به نوعي طعن مردم را هدف گشتم که دامانم
ز سنگ کودکان، دامان کُهسار است پنداري
فلک را ديده ها بر هم نمي آيد شب از کينم
چنان هشيار مي خوابد که بيدار است پنداري
نظيري بوالعجب شيرين و نازک نکته مي آري!
ترا شکّر به خرمن، گل به خروار است پنداري
(نظيري نيشابوري )
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ساعت 6:10 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ