گوناگون
من نه خود مي روم او مرا مي کشد
کاه سرگشته را کهربا مي کشد
چون گريبان ز چنگش رها مي کنم
دامنم را به قهر از قفا مي کشد
دست و پا مي زنم مي ربايد سرم
سر رها مي کنم دست و پا مي کشد
گفتم اين عشق اگر واگذارد مرا
گفت اگر واگذارم وفا مي کشد
گفتم اين گوش تو خفته زيرزبان
حرف ناگفته را ازخفا مي کشد
گفت ازآن پيشتر اين مشام نهان
بوي انديشه را در هوا مي کشد
لذت نان شدن زير دندان او
گندمم را سوي آسيا مي کشد
سايه او شدم چون گريزم ازاو
در پي اش مي دوم تا کجا مي کشد
(هوشنگ ابتهاج . سايه )
کاه سرگشته را کهربا مي کشد
چون گريبان ز چنگش رها مي کنم
دامنم را به قهر از قفا مي کشد
دست و پا مي زنم مي ربايد سرم
سر رها مي کنم دست و پا مي کشد
گفتم اين عشق اگر واگذارد مرا
گفت اگر واگذارم وفا مي کشد
گفتم اين گوش تو خفته زيرزبان
حرف ناگفته را ازخفا مي کشد
گفت ازآن پيشتر اين مشام نهان
بوي انديشه را در هوا مي کشد
لذت نان شدن زير دندان او
گندمم را سوي آسيا مي کشد
سايه او شدم چون گريزم ازاو
در پي اش مي دوم تا کجا مي کشد
(هوشنگ ابتهاج . سايه )
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت 6:12 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ