گوناگون
هو ، خاص ترين همه نام هاست. هر اسمي که بر زبان براني ، لب بجنباني
اما «هو» کلمه اي است که زبان و لب را که وکيل و دربان دل اند با او کار نيست.
از سر زبان بر نيايد. از ميان جان و قعر دل برآيد.
هو بايد که از قعر دل مترقي گردد به نفس پاک از دل پاک از سرّ پاک از ضمير پاک از باطن پاک کرده
قصد درگاه پاک کند گذران و روان و برّان چون برق خاطف و ريح عاصف ؛
نه چيزي به او درآويخته و نه او به چيزي درآويخته.
اگر به عالم قدرت نظر کني ، عرش تو را ذره اي نمايد و اگر به عالم حکمت نگري ذره اي تو را عرشي نمايد.
با دوست بودن بي هيچ چيز خوش است و بي دوست با همه چيز ناخوش است.
هر که از دوست محجوب است در عين بليّت است اگر چه کليد خزاين ملک در آستين دارد
و هر که به لطف دوست مجذوب است در عين عطيّت است اگر چه نان شبانگاهي ندارد.»
(رساله روح الارواح اثر شیخ احمد سمعانی)
اما «هو» کلمه اي است که زبان و لب را که وکيل و دربان دل اند با او کار نيست.
از سر زبان بر نيايد. از ميان جان و قعر دل برآيد.
هو بايد که از قعر دل مترقي گردد به نفس پاک از دل پاک از سرّ پاک از ضمير پاک از باطن پاک کرده
قصد درگاه پاک کند گذران و روان و برّان چون برق خاطف و ريح عاصف ؛
نه چيزي به او درآويخته و نه او به چيزي درآويخته.
اگر به عالم قدرت نظر کني ، عرش تو را ذره اي نمايد و اگر به عالم حکمت نگري ذره اي تو را عرشي نمايد.
با دوست بودن بي هيچ چيز خوش است و بي دوست با همه چيز ناخوش است.
هر که از دوست محجوب است در عين بليّت است اگر چه کليد خزاين ملک در آستين دارد
و هر که به لطف دوست مجذوب است در عين عطيّت است اگر چه نان شبانگاهي ندارد.»
(رساله روح الارواح اثر شیخ احمد سمعانی)
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت 7:21 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ