گوناگون
بده اي دوست شرابي که خدايي است خدايي
نه در او رنج خماري ، نه در او خوف جدايي
چو دهان نيست مکانش ، همه اجزاش دهانش
ز زمين نيست نباتش ، که سمايي است سمايي
ببرد بو خبر آن کس ، که بود جان مقدس
نبود مرده که کرکس کندش مرده ربايي
به دل طور درآيد ، ز حجر نور برآيد
چو شود موسي عمران ، ارني گو به سقايي
مي لعل رمضاني ز قدحهاي نهاني
که به هر جات بگيرد ، تو نداني که کجايي
رمضان خسته ي خود را و دهان بسته ي خود را
تو مپندار کز آن مي نکند روح فزايي
(مولوي)
نه در او رنج خماري ، نه در او خوف جدايي
چو دهان نيست مکانش ، همه اجزاش دهانش
ز زمين نيست نباتش ، که سمايي است سمايي
ببرد بو خبر آن کس ، که بود جان مقدس
نبود مرده که کرکس کندش مرده ربايي
به دل طور درآيد ، ز حجر نور برآيد
چو شود موسي عمران ، ارني گو به سقايي
مي لعل رمضاني ز قدحهاي نهاني
که به هر جات بگيرد ، تو نداني که کجايي
رمضان خسته ي خود را و دهان بسته ي خود را
تو مپندار کز آن مي نکند روح فزايي
(مولوي)
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 5:2 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ