بعضي گفته اند در فضل روزه همين بس که انسان روزه دار را از درجه نازل تمايلات نفساني به مرتبه عالي يعني شباهت با فرشتگان ميرساند و اگر جز اين سر اسرار ديگري نمي داشت، همين اندازه در موقيت آن کفايت ميکرد و علت اينکه روزه را سپر آتش دانسته اند، اين بوده است که روزه از حرارت شهوت و غضب که آتش جهنم باطني انسان را در دنيا و ظاهري آن را در آخرت مي افروزد، ميکاهد و مانند سپر که حرارت آهن را از بدن مبارز دفع ميکند، حرارت مزبور را از انسان دور ميکند؛ و اينکه فرمود انسان روزه دار غيبت نکند، براي آنستکه غيبت در حقيقت گوشت مرده خوردن است؛ چنانکه حقتعالي فرمود:
«ايحب احدکم ان ياکل لحم اخيه ميتاً فکرهتموه»
آيا از شما دوست ميدارد گوشت بدن برادر مرده اش را بخورد؟
نه چنين است طبيعت آدمي اين خوارک را نمي پذيرد، آن هم يک نوع خوراکي است و خوردن و آشاميدن که از مفطرات اند.پس بدين مناسبت روزه را باطل مي کند.مثل اينکه با غيبت روزه خود را افطار کرده است.

( حقايق در اخلاق و سير و سلوک)