عباس در لغت،به معناى شير بيشه،شيرى كه شيران از او بگريزند است. 
حضرت عباس علیه السلام ،قامتى رشيد،چهره‏اى زيبا و شجاعتى كم نظير داشت و به خاطر سيماى‏ جذابش او را«قمر بنى هاشم‏» مى‏گفتند.در حادثه كربلا،سمت پرچمدارى سپاه‏ حسين‏«ع‏»و سقايى خيمه‏هاى اطفال و اهل بيت امام را داشت و در ركاب برادر،غير ازتهيه آب،نگهبانى خيمه‏ها و امور مربوط به آسايش و امنيت ‏خاندان حسين‏«ع‏»نير برعهده او بود و تا زنده بود،دودمان امامت،آسايش و امنيت داشتند
روز عاشورا،سه برادر ديگر عباس پيش از او به شهادت رسيدند.وقتى علمدار كربلا از امام حسين‏«ع‏»اذن ميدان طلبيد حضرت از او خواست كه براى كودكان تشنه و خيمه‏هاى بى‏آب، آب تهيه كند.ابو الفضل‏«ع‏»به فرات رفت و مشك آب را پر كرد و دربازگشت به خيمه‏ها با سپاه دشمن كه فرات را در محاصره داشتند درگير شد و دستهايش ‏قطع گرديد و به شهادت رسيد. البته پيش از آن نيز چندين نوبت. همركاب با سيد الشهدا به‏ ميدان رفته و با سپاه يزيد جنگيده بود.عباس،مظهر ايثار و وفادارى و گذشت بود.وقتى ‏وارد فرات شد،با آن كه تشنه بود، اما بخاطر تشنگى برادرش حسين‏«ع‏»آب نخورد وخطاب به خويش چنين گفت:
يا نفس من بعد الحسين هونى و بعده لا كنت ان تكونى هذا الحسين وارد المنون و تشربين بارد المعين تالله ما هذا فعال دينى
و سوگند ياد كرد كه آب ننوشد.  وقتى دست راستش قطع شد،اين رجز را مى‏خواند:
و الله ان قطعتموا يمينى انى احامى ابدا عن دينى و عن امام صادق اليقين نجل النبى الطاهر الامين
و چون دست چپش قطع شد،چنين گفت:
يا نفس لا تخشى من الكفار و ابشرى برحمة الجبار مع النبى السيد المختار قد قطعوا ببغيهم يسارى فاصلهم يا رب حر النار
شهادت عباس،براى امام حسين بسيار ناگوار و شكننده بود.جمله پر سوز امام،وقتى‏ كه به بالين عباس رسيد،اين بود:«الآن انكسر ظهرى و قلت‏حيلتى و شمت بى عدوى‏».  و پيكرش، كنار«نهر علقمه‏»ماند و سيد الشهدا به سوى خيمه آمد و شهادت او را به اهل بيت‏ خبر داد. هنگام دفن شهداى كربلا نيز،در همان محل دفن شد . از اين رو امروز حرم‏ ابا الفضل‏«ع‏» با حرم سيد الشهدا فاصله دارد.

(فرهنگ عاشورا : جواد محدثی )