گوناگون
حکايت
پارسايي بر يکي از خداوندان نعمت گذر کرد که بنده اي را دست و پاي استوار بسته عقوبت همي کرد . گفت : اي پسر ، همچو تو مخلوقي را خداي عزوجل اسير حکم تو گردانيده است و تو را بر وي فضيلت داده ، شکر نعمت باري تعالي بجاي آر و چندين جفا بر وي مپسند ، نبايد که فرداي قيامت به از تو باشد و شرمساري بري.#
بر بنده مگير خشم بسيار
جورش مكن و دلش ميازار
او را توبه ده درم خريدى
آخر نه به قدرت آفريدى
اين حكم و غرور و خشم تا چند؟
هست از تو بزرگتر خداوند
اى خواجه ارسلان و آغوش
فرمانده خود مكن فراموش
در خبرست از خواجه عالم صلي الله عليه و سلم که گفت : بزرگترين حسرتي روز قيامت آن بود که يکي بنده صالح را به بهشت برند و خواجه فاسق را به دوزخ.#
بر غلامى كه طوع خدمت تو است
خشم بى حد مران و طيره مگير
كه فضيحت بود كه به شمار
بنده آزاد و خواجه در زنجير
(گلستان سعدي -باب هفتن در تاثير تربيت)
پارسايي بر يکي از خداوندان نعمت گذر کرد که بنده اي را دست و پاي استوار بسته عقوبت همي کرد . گفت : اي پسر ، همچو تو مخلوقي را خداي عزوجل اسير حکم تو گردانيده است و تو را بر وي فضيلت داده ، شکر نعمت باري تعالي بجاي آر و چندين جفا بر وي مپسند ، نبايد که فرداي قيامت به از تو باشد و شرمساري بري.#
بر بنده مگير خشم بسيار
جورش مكن و دلش ميازار
او را توبه ده درم خريدى
آخر نه به قدرت آفريدى
اين حكم و غرور و خشم تا چند؟
هست از تو بزرگتر خداوند
اى خواجه ارسلان و آغوش
فرمانده خود مكن فراموش
در خبرست از خواجه عالم صلي الله عليه و سلم که گفت : بزرگترين حسرتي روز قيامت آن بود که يکي بنده صالح را به بهشت برند و خواجه فاسق را به دوزخ.#
بر غلامى كه طوع خدمت تو است
خشم بى حد مران و طيره مگير
كه فضيحت بود كه به شمار
بنده آزاد و خواجه در زنجير
(گلستان سعدي -باب هفتن در تاثير تربيت)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 8:30 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ