گوناگون
سوزد مرا سازد مرا
ساقي بده پيمانه اي ، زان مي كه بي خويشم كند
بر حسن شورانگيز تو ،عاشق تر از پيشم كند
زان مي كه در شب هاي غم بارد فروغ صبح دم
غافل كند از بيش و كم، فارغ از تشويشم كند
نورسحرگاهي دهد، فيضي كه ميخواهي دهد
با مسكنت شاهي دهد سلطان درويشم كند
سوزد مرا، سازد مرا، در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا، بيگانه از خويشم كند
بستاند اي سرو سهي، سوداي هستي از رهي
يغما كند انديشه را، دور از بد انديشم كند
(رهي معيري)
ساقي بده پيمانه اي ، زان مي كه بي خويشم كند
بر حسن شورانگيز تو ،عاشق تر از پيشم كند
زان مي كه در شب هاي غم بارد فروغ صبح دم
غافل كند از بيش و كم، فارغ از تشويشم كند
نورسحرگاهي دهد، فيضي كه ميخواهي دهد
با مسكنت شاهي دهد سلطان درويشم كند
سوزد مرا، سازد مرا، در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا، بيگانه از خويشم كند
بستاند اي سرو سهي، سوداي هستي از رهي
يغما كند انديشه را، دور از بد انديشم كند
(رهي معيري)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 6:3 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ