اندر احوال شيخ ابوبكر شبلي
يك روز چوبي در دست داشت – هر دو سرآتش در گرفته – گفتند: چو خواهي كرد؟ گفت: ميروم تا به يك سر اين دوزخ را بسوزم و به يك سر بهشت را تا خلق را پرواي خدا پديد آيد. (تذكرة‌الاولياء)