اندر احوال اربعه
نقل است که حسن بصري و مالک دينار و شفيق بلخي پيش رابعه رفتند و در صدق سخني رفت .
حسن گفت: صادق نيست در دعوي خويش هر که صبر نکند بر ضرب مولاي خويش . رابعه گفت از اين سخن بوي مني مي آيد !
شفيق گفت: صادق نيست در دعوي خويش هر که شکر نکند بر ضرب مولاي خويش . رابعه گفت : از اين به بايد!
مالک دينار گفت: صادق نيست در دعوي خويش هر که لذت نيابد بر ضرب مولاي خويش.
رابعه گفت از اين به بايد !
گفتند اکنون تو بگوي !
رابعه گفت صادق نيست در دعوي خويش هر که فراموش نکند درد ضرب در مشاهده مولاي خويش و اين عجب نبود که زنان مصر در مشاهده يوسف الم زخم نيافتند اگر کسي در مشاهده خالق بدين صفت بود چه عجب؟

« تذکره الاولياء عطارنیشابوری»