گوناگون
حكايت در محرومي
خويشتن بينان
يكي در نجوم اندكي دست داشت ولي از تكبر سري مست داشت
بر هوشيار آمد از راه دور دلي پر ارادت ، سري پر غرور
خردمند از او ديده بردوختي يكي حرف در وي نياموختي
چو بي بهره عزم سفر كرد باز بدو گفت داناي گردن فراز
تو خود را گمان برده اي پرخرد انائي كه پر شد دگر چون برد؟
ز دعوي پُري زان تهي مي روي تهي آي تا پر معنا شوي
ز هستي در آفاق سعدي صفت تهي گرد و باز آي پر معرفت
(بوستان سعدي- بابت چهارم در تواضع)
يكي در نجوم اندكي دست داشت ولي از تكبر سري مست داشت
بر هوشيار آمد از راه دور دلي پر ارادت ، سري پر غرور
خردمند از او ديده بردوختي يكي حرف در وي نياموختي
چو بي بهره عزم سفر كرد باز بدو گفت داناي گردن فراز
تو خود را گمان برده اي پرخرد انائي كه پر شد دگر چون برد؟
ز دعوي پُري زان تهي مي روي تهي آي تا پر معنا شوي
ز هستي در آفاق سعدي صفت تهي گرد و باز آي پر معرفت
(بوستان سعدي- بابت چهارم در تواضع)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 7:2 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ