گوناگون
الهي!
بر عجز و بيچارگي خود گواهم و از لطف و عنايت تو آگاهم؛
الهي!
خواست خواست توست، من چه خواهم؟
الهي!
بيزارم از آن طاعتي كه مرا به عجب آورد و بنده آن معصيتم كه مرا به عذر آورد.
الهي!
چون توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم.
الهي!
همه ميترسند كه فردا چه خواهد شد و عبدالله ميترسد كه دي چه رفت.
الهي!
اگر چه گناه من افزون است، اما عفو تو از حد بيرون است.
الهي!
اگر مجرمم، مسلمانم و اگر بد كردهام پشيمانم.
الهي!
اگر كاسني تلخ است، از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است، از دوستان است.
الهي!
اگر چه شب فراق تاريك است، دل خوش دارم كه صبح وصال نزديك است.
(خواجه عبدالله انصاري)
بر عجز و بيچارگي خود گواهم و از لطف و عنايت تو آگاهم؛
الهي!
خواست خواست توست، من چه خواهم؟
الهي!
بيزارم از آن طاعتي كه مرا به عجب آورد و بنده آن معصيتم كه مرا به عذر آورد.
الهي!
چون توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم.
الهي!
همه ميترسند كه فردا چه خواهد شد و عبدالله ميترسد كه دي چه رفت.
الهي!
اگر چه گناه من افزون است، اما عفو تو از حد بيرون است.
الهي!
اگر مجرمم، مسلمانم و اگر بد كردهام پشيمانم.
الهي!
اگر كاسني تلخ است، از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است، از دوستان است.
الهي!
اگر چه شب فراق تاريك است، دل خوش دارم كه صبح وصال نزديك است.
(خواجه عبدالله انصاري)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت 5:27 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ