شعر واقعي
 هر شعري كه شما را تكان ندهد، به آن گوش ندهيد . هر شعري كه شما را نخنداند و يا به گريه نيندازد ، آنرا دور بيندازيد. هر نظمي كه به شما يك يا چند چيز خوب تقديم ننمايد ، بدان اعتماد ننماييد. تا شما را يك هيجان وحشي حركت ندهد ، بيهوده شعر نگوييد. اول فكر كنيد كه چه چيز سابق شعر گفتن شماست ؟ آيا كسي را دوست داردي ، كسي را دشمن داريد ؛ مظلوميد ، فقيريد ، شجاعيد و ميخواهيد تشجيع كنيد ؛ گله كنيد ، امتنان داريد ، خبر تازه يا سرگذشت قشنگي به خاطر داريد ، نكته ي حكيمانه و فلسفه ي خوش و دقيقي در نظر گرفته ايد، چه چيزي است كه شما را و طبع شما را ميخواهد به خود مشغول كرده و به لباس يك يا چند شعر خودش را به مردم نشان دهد؟ هر چيزي كه هست ، همان را با هر قدر فكر و عقل و ذوقي كه داريد همان طور كه هست بدون گزافه و با حقيقت وصدق به نظم در آوريد، يا به نثر بنويسيد. شاعر آن است كه در وقت تولد شاعر باشد. به علم و تتبع نميتوان شعر گفت . تقليد الفاظ و اصطلاحات بزرگان و دزديدن مفردات و مضامين مختلفه ي مردم و با هم تركيب كردن ، كار زشت و نالايقي است و نمي شود نام آن را شعر گذاشت .
 (ملك الشعرا بهار)