گوناگون
الهي سينه اي ده آتش افروز در آن سينه دلي وان دل همه
سوز
هر آن دل را كه سوزي نيست دل نيست دل افسرده غير از آب و گل نيست
دلم پر شعله گردان سينه پر دود زبانم كن به گفتن آتش الود
كرامت كن دروني درد پرورد دلي در وي درون درد و برون درد
به سوزي ده كلامم را روايي كز آن گرمي كند آتش گدايي
دلم را داغ آتش بر جبين نه زبانم را بياني آتشين ده
سخن كز سوز دل تابي ندارد چكد گر آب از او ، آبي ندارد
(وحشي بافقي)
هر آن دل را كه سوزي نيست دل نيست دل افسرده غير از آب و گل نيست
دلم پر شعله گردان سينه پر دود زبانم كن به گفتن آتش الود
كرامت كن دروني درد پرورد دلي در وي درون درد و برون درد
به سوزي ده كلامم را روايي كز آن گرمي كند آتش گدايي
دلم را داغ آتش بر جبين نه زبانم را بياني آتشين ده
سخن كز سوز دل تابي ندارد چكد گر آب از او ، آبي ندارد
(وحشي بافقي)
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۷ ساعت 6:1 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ