گوناگون
دمي با
ابوسعيد ابوالخير
آن رشته که قوت روانست مرا آرامش جان ناتوانست مرا
بر لب چو کشی جان کشدم از پی آن پیوند چو با رشتهی جانست مرا
=============================
آنروز که آتش محبت افروخت عاشق روش سوز ز معشوق آموخت
از جانب دوست سرزد این سوز وگداز تا در نگرفت شمع پروانه نسوخت
=============================
دیشب که دلم ز تاب هجران مي سوخت اشکم همه در دیدهی گریان مي سوخت
میسوختم آنچنانکه غیر از دل تو بر من دل کافر و مسلمان مي سوخت
آن رشته که قوت روانست مرا آرامش جان ناتوانست مرا
بر لب چو کشی جان کشدم از پی آن پیوند چو با رشتهی جانست مرا
=============================
آنروز که آتش محبت افروخت عاشق روش سوز ز معشوق آموخت
از جانب دوست سرزد این سوز وگداز تا در نگرفت شمع پروانه نسوخت
=============================
دیشب که دلم ز تاب هجران مي سوخت اشکم همه در دیدهی گریان مي سوخت
میسوختم آنچنانکه غیر از دل تو بر من دل کافر و مسلمان مي سوخت
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۷ ساعت 6:12 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ