بایزید گفت:بعد از ریاضات چهل ساله شبی حجاب برداشتند
زاری کردم که :"راهم دهید"
خطاب آمد که:"با کوزه ای که تو داری و پوستینی تو را بار نیست"
کوزه و پوستین بینداختم ندایی شنیدم که:"بایزیدبعد از چهل سال ریاضت و مجاهدت با کوزه ای شکسته و پوستینی پاره پاره تا نینداخت بار نیافت چه رسدبه شما که چندین علایق به خود بسته اید و طریقت را دانهء دام هوای نفس ساخته اید
کلا و حاشا که هرگز بار یابید