صبح اميد
زلف سيم ساي دوست بر كف باد صباست
يا به گريبان صبح نافه ي مشك ختاست

مه برآمد به كوه يا مه كنعان ز چاه
فجر دميد از افق يا بت فرخ لقاست

صبح اميدي چنين صدق نويدي چنان
غايت مهر و وفا آيت لطف خداست

عمر مني گرچه رفت عمر به پايان و باز
چشم به راه اميد ؛ گوش به بانگ در است

ترك جفا گر كند ور نكند ترك ما
شيوه ي خوبان جفا چاره ي عاشق وفاست

نغمه رباني است گر همه اسرار غيب
گر تو پسندي صواب ور نپسندي خطاست

(شمس العما گرگاني )