گوناگون
در آينه نگاه «مولوی»
در آدمی ، عشقی و دردی و خارخاری و تقاضايی ست كه اگر صدهزار عالَم ، مُلك او شود ، نياسايد و آرام نيابد.
اين خلق به تفصيل در هر پيشه يی و صنعتی و منصبی و تحصيلِ نجوم و طبّ و غير ذلك مي كنند و هيچ آرام نمي گيرند ، زيرا آن چه مقصود است به دست نيامده است.
آخر معشوق را ”دلارام“ گويند, يعني كه دل به وي آرام گيرد . پس به غير چون آرام و قرارگيرد؟
اين جمله خوشيها و مقصودها چون نردبانی ست و چون پايه هاي نردبان ، جای اقامت و باش نيست ، از بهر گذشتن است.
خُنُك آن را كه زودتر بيدار و واقف گردد تا راه دراز بر او كوته شود و در اين پايه های نردبان عمرِِ خود را ضايع نكند .
«فيه مافيه» مولانا ويرايش جعفر مدرس صادقی
در آدمی ، عشقی و دردی و خارخاری و تقاضايی ست كه اگر صدهزار عالَم ، مُلك او شود ، نياسايد و آرام نيابد.
اين خلق به تفصيل در هر پيشه يی و صنعتی و منصبی و تحصيلِ نجوم و طبّ و غير ذلك مي كنند و هيچ آرام نمي گيرند ، زيرا آن چه مقصود است به دست نيامده است.
آخر معشوق را ”دلارام“ گويند, يعني كه دل به وي آرام گيرد . پس به غير چون آرام و قرارگيرد؟
اين جمله خوشيها و مقصودها چون نردبانی ست و چون پايه هاي نردبان ، جای اقامت و باش نيست ، از بهر گذشتن است.
خُنُك آن را كه زودتر بيدار و واقف گردد تا راه دراز بر او كوته شود و در اين پايه های نردبان عمرِِ خود را ضايع نكند .
«فيه مافيه» مولانا ويرايش جعفر مدرس صادقی
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ساعت 7:39 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ