گوناگون
راستی را کس نمیداند که در فصل بهار
از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار؟
عقلها حیران شود کز خاک تاریک نژند
چون برآید این همه گلهای نغز کامکار
کیست آن صورتگر ماهر که بیتقلید غیر
این همه صورت بَرَد بیعلّت و آلت به کار؟
چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید
چون نجویی کاین تصاویر از کجا شد آشکار؟
خیری از مهر که شد زین سان به گلشن زردروی
لاله از عشق که شد زین سان به بستان داغدار؟
از چه بیزنگار سبز است از ریاحین بوستان
از چه بیشنگرف سرخ است از شقایق کوهسار؟
باد بیعنبر چرا شد اینچنین عنبرفشان
ابر بیگوهر چرا گشت اینچنین گوهر نثار؟
بر کف این تسبیح یاقوت از چه گیرد ارغوان
بر سر این تاج زمرد از که دارد کوکنار؟
برق از شوق که میخندد بدینسان قاه قاه
ابر از هجر که میگرید بدین سان زار زار؟
چون مجوسان، بلبل از ذوق که دارد زمزمه
چون عروسان، گلبن از بهر که بندد گوشوار؟
قاآنی ـ دیوان
از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار؟
عقلها حیران شود کز خاک تاریک نژند
چون برآید این همه گلهای نغز کامکار
کیست آن صورتگر ماهر که بیتقلید غیر
این همه صورت بَرَد بیعلّت و آلت به کار؟
چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید
چون نجویی کاین تصاویر از کجا شد آشکار؟
خیری از مهر که شد زین سان به گلشن زردروی
لاله از عشق که شد زین سان به بستان داغدار؟
از چه بیزنگار سبز است از ریاحین بوستان
از چه بیشنگرف سرخ است از شقایق کوهسار؟
باد بیعنبر چرا شد اینچنین عنبرفشان
ابر بیگوهر چرا گشت اینچنین گوهر نثار؟
بر کف این تسبیح یاقوت از چه گیرد ارغوان
بر سر این تاج زمرد از که دارد کوکنار؟
برق از شوق که میخندد بدینسان قاه قاه
ابر از هجر که میگرید بدین سان زار زار؟
چون مجوسان، بلبل از ذوق که دارد زمزمه
چون عروسان، گلبن از بهر که بندد گوشوار؟
قاآنی ـ دیوان
+ نوشته شده در یکشنبه ۹ فروردین ۱۳۸۸ ساعت 6:46 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ