گوناگون
حكايت
شنيدم كه پيري به راه حجاز به هر خطوه كردي دو ركعت نماز
چنان گرم رو در طريق خداي كه خار مغيلان نكندي ز پاي
به آخر ز وسواس خاطر پريش پسند آمدش در نظر كار خويش
به تلبيس ابليس در چاه رفت كه نتوان از اين خوب تر راه رفت
گرش رحمت حق نه دريافتي غرورش سر از جاده برتافتي
يكي هاتف از غيبش آواز داد كه اي نيكبخت مبارك نهاد
مپندار اگر طاعتي كرده اي كه نزلي بدين حضرت آورده اي
به احسان آسوده كردن دلي به از الف(هزار) ركعت به هر منزلي
(بوستان سعدي - باب دوم در احسان)
شنيدم كه پيري به راه حجاز به هر خطوه كردي دو ركعت نماز
چنان گرم رو در طريق خداي كه خار مغيلان نكندي ز پاي
به آخر ز وسواس خاطر پريش پسند آمدش در نظر كار خويش
به تلبيس ابليس در چاه رفت كه نتوان از اين خوب تر راه رفت
گرش رحمت حق نه دريافتي غرورش سر از جاده برتافتي
يكي هاتف از غيبش آواز داد كه اي نيكبخت مبارك نهاد
مپندار اگر طاعتي كرده اي كه نزلي بدين حضرت آورده اي
به احسان آسوده كردن دلي به از الف(هزار) ركعت به هر منزلي
(بوستان سعدي - باب دوم در احسان)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 5:3 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ