حکايت
 عبدالقادر گيلانى را رحمه الله عليه ، در حرم کعبه روی بر حصبا نهاده همی گفت:
 خدايا! ببخشای ، وگر هر آينه مستوجب عقوبتم در روز قيامت نابينا برانگيز تا در روی نيکان شرمسار نشوم .
 روى بر خاك عجز مى گويم
 هر سحرگه كه باد مى آيد
 اى كه هرگز فراموشت نكنم
 هيچت از بنده ياد مى آيد؟
 (گلستان سعدي – باب دوم در اخلاق پارسايان)