گوناگون
اگر چشمت روشن بودی
شخصی نزد طبیب رفت و گفت که شکم من به غایت درد می کند و بی طاقتم آن را علاجی کن. طبیب گفت: امروز چه خورده ای؟ بیمار گفت: نان سوخته خورده ام. طبیب غلام را گفت : قطره داروی چشم را بیاور تا دارو در چشم او بریزم. مریض گفت: این طبیب! من درد شکم دارم داروی چشم را می خواهم چه کنم ؟ گفت : اگر چشمت روشن بودی نان سوخته نمیخوردی.
(امثال و حکم – دهخدا)
شخصی نزد طبیب رفت و گفت که شکم من به غایت درد می کند و بی طاقتم آن را علاجی کن. طبیب گفت: امروز چه خورده ای؟ بیمار گفت: نان سوخته خورده ام. طبیب غلام را گفت : قطره داروی چشم را بیاور تا دارو در چشم او بریزم. مریض گفت: این طبیب! من درد شکم دارم داروی چشم را می خواهم چه کنم ؟ گفت : اگر چشمت روشن بودی نان سوخته نمیخوردی.
(امثال و حکم – دهخدا)
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت 7:41 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ