گوناگون
گریه ی
سیب شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها را بستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه ی تنها تنها
غم ِ عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس ِ پنجره ام
می گرید . . .
صبحگاهان
شبنم
می چکید از گل ِ سیب
(هوشنگ ابتهاج)
به درون آمدم و پنجره ها را بستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه ی تنها تنها
غم ِ عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس ِ پنجره ام
می گرید . . .
صبحگاهان
شبنم
می چکید از گل ِ سیب
(هوشنگ ابتهاج)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 7:14 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ