اندر احوال محمدبن اسلم طوسي
 نقل است كه پيوسته وام كردي و به درويشان دادي. تا وقتي جهودي گفت: قرضي چند بر تو دارم بازده. محمد طوسي گفت: هيچ ندارم. اما قلم تراشيده بود و تراشه قلم آنجا بود. گفت: اين بردار. چون برداشت حالي زر شد. جهود گفت: در ديني كه به دست عزيزي چوب زر شد اين دين باطل نباشد. در حال مسلمان شد.
 (تذكرة‌الاولياء)