گوناگون
اندر احوال ابواسحاق
شهريار
نقل است كه امير ابوالفضل ديلمي به زيارت شيخ آمد. شيخ فرمود:از خمرخوردن توبه كن. گفت:يا شيخ من نديم وزيرم-فخرالملك- مبادا كه توبه من شكسته شود. شيخ فرمود:اگر بعد از آن در مجمع ايشان تو را زحمت دهند و فروماني مرا ياد كن. پس توبه كردو برفت. بعد از ان روزي در مجلس خمرخوارگان حاضربود پيش وزير الحاح ميكردند تا خمرخورد. پس گفت: اي شيخ كجايي؟ در حال گربه در ميان دويد و آن خمر بشكست و بريخت و مجلس ايشان بهم ريخت. ابوالفضل چون آن كرامات بديدبسيار بگريست. وزير گفت : سبب گريه تو چيست؟ حال خود با وزير بگفت. وزير او را گفت: همچنان بر توبه ميباش و ديگر او را زحمت نداد.
(تذكرةالاولياء - عطار نيشابوري)
نقل است كه امير ابوالفضل ديلمي به زيارت شيخ آمد. شيخ فرمود:از خمرخوردن توبه كن. گفت:يا شيخ من نديم وزيرم-فخرالملك- مبادا كه توبه من شكسته شود. شيخ فرمود:اگر بعد از آن در مجمع ايشان تو را زحمت دهند و فروماني مرا ياد كن. پس توبه كردو برفت. بعد از ان روزي در مجلس خمرخوارگان حاضربود پيش وزير الحاح ميكردند تا خمرخورد. پس گفت: اي شيخ كجايي؟ در حال گربه در ميان دويد و آن خمر بشكست و بريخت و مجلس ايشان بهم ريخت. ابوالفضل چون آن كرامات بديدبسيار بگريست. وزير گفت : سبب گريه تو چيست؟ حال خود با وزير بگفت. وزير او را گفت: همچنان بر توبه ميباش و ديگر او را زحمت نداد.
(تذكرةالاولياء - عطار نيشابوري)
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت 6:23 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ