بعد از شهادت امام حسين(ع) يك رونقي در اسلام پيدا شد. اين اثر در اجتماع از آن جهت بود كه امام حسين(ع) با حركات قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده كرد، احساسات بردگي و اسارتي را كه از اواخر زمان عثمان و تمام دوره معاويه بر روح جامعه اسلامي حكمفرما بود ، تضعيف كرد و ترس را ريخت احساس عبوديت را زايل كرد . و به عبارت ديگر به اجتماع اسلامي شخصيت داد. او بر روي نقطه اي در اجتماع انگشت گذاشت كه بعدا اجتماع در خودش احساس شخصيت كرد. مسئله احساس شخصيت مشئله بسيار مهمي است . از اين سرمايه بالاتر براي اجتماع وجود ندارد كه در خودش احساس شخصيت بكند، احساس منش بكند، برا يخودش ايده آل داشته باشد و نسبت به اجتماعهاي ديگر حس استغناء و بي نيازي داشته باشد، يك اجتماع اين طور فكر بكند كه خودش و براي خودش فلسفه مستقلي در زندگي دارد و به آن فلسفه مستقل زندگي خودش افتخار و مباهات بكند، و اساسا حفظ حماسه در اجتماع يعني همين كه اجتماع از خودش فلسفه اي در زندگي داشته باشد و به آن فلسفه ايمان و اعتقاد داشته باشد، و او را برتر و بهتر و بالاتر بداند و به آن ببالد.
(حماسه حسيني جلد اول- شهيد مطهري)