گوناگون
بنده بودن آموز
آن یکی گستاخ رو اندر رهی چون بدیدی او غلام مهتری
جامه اطلس کمر زرین روان روی کردی سوی قبله آسمان
کای خدا زاین خواجه صاحب مِنَن چون نیاموزی تو بنده داشت
تا یکی روزی که شاه آن خواجه را متهم کرد وببستش دست و پا
آن غلامش را شکجنه می نمود که دفینه خواجه را بنمای زود
پاره پاره کردش اما آن غلام راز خواجه وا نگفت از اهتمام
گفتش اندر خواب هاتف کای کیا بنده بودن هم بیاموز و بیا#
(مثنوي معنوي)
آن یکی گستاخ رو اندر رهی چون بدیدی او غلام مهتری
جامه اطلس کمر زرین روان روی کردی سوی قبله آسمان
کای خدا زاین خواجه صاحب مِنَن چون نیاموزی تو بنده داشت
تا یکی روزی که شاه آن خواجه را متهم کرد وببستش دست و پا
آن غلامش را شکجنه می نمود که دفینه خواجه را بنمای زود
پاره پاره کردش اما آن غلام راز خواجه وا نگفت از اهتمام
گفتش اندر خواب هاتف کای کیا بنده بودن هم بیاموز و بیا#
(مثنوي معنوي)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۶ ساعت 7:5 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ