ايستاده ابرو باد و ماه و خورشيد و فلك از كار
 زير اين برف شبانگاهي
 بدتر از كژدم
 مي گزد سرماي ديماهي
 كرده موج بركه در يخ برف
 دست و پاي خويشتن را گم
 زير صد فرسنگ برف اما
 در عبور است از زمستان
 دانه گندم
 (شفيعي كدكني)