اندر احوال جنيد
نقل است كه جنيد با اصحاب نشسته بود.دنياداري در آمد و درويشي را بخواندو باخودببرد. بعدازساعتي درويش بيامد،زنبيلي بر سر نهاده؛ دروي طعام. چون آن بديددر وي غيرت كاركرد. فرمود تا آن زنبيل بر روي آن دنيادارباز زند.
گفت: درويشي بايست تا حمالي كند.جنيد گفت: درويشان را اگر نعمت نيست همت است واگر دنيا نيست آخرت است. ( تذكرة الاولياء)