گوناگون
و سبب توبه او آن بود که به
ترکستان شد به تجارت و به نظاره بتخانه رفت . بت پرستی را ديد که بتی را می پرستيد
و زاری می کرد . سفيان گفت : تورا آفريدگاری هست زنده و قادر و عالم او را پرست و
شرم دار و بت مپرست که از او هيچ خير و شر نيايد . گفت : اگر چنين است که تو می
گويی قادر نيست که تو را در شهرتو روزی دهد که تو را بدين جانب بايد آمد . شقيق از
اين سخن بيدار شد و روی به بلخ نهاد . گبری همراه او افتاد . با شقيق گفت : در چه
کاری ؟گفت : دربازرگانی . گفت : اگر در پی روزی می روی که تو را تقدير نکرده اند ،
تا قيامت اگر روی بدان نرسی ، و اگر از پس روزی می روی که تو را تقدير کرده اند ،
مرو که خود به تو رسد . شقيق چون اين سخن بشنيد بيدار شد و دنيا بر دلش سرد شد .
(تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ آبان ۱۳۸۶ ساعت 6:3 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ