گوناگون
نقل است که عيال داری بود .
نماز شام می رفت و هيچ چيز نداشت از طعام ، و گرسنه بود ، و دلتنگ که به اطفال و
عيال چه گويم که دست تهی می روم . در دردی عظيم می رفت . ابراهيم را ديد ساکن نشسته
. گفت :يا ابراهيم ! مرا از تو غيرت می آيد که تو چنين ساکن و فارغ نشسته ای و من
چنين سرگردان و عاجز . ابراهيم گفت :هرچه ما کرده ايم از حجتها و عبادتهای مقبول و
خيرات مبرور اين جمله را به تو داديم . تو يک ساعت اندوه خود را به ما دادی. (تذكرة
الاولياء)
+ نوشته شده در شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ساعت 5:48 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ