به نام خدا 
به مناسبت بیستم مهرسال روز بزرگداشت لسان الغیب حافظ شیرازی مناسب دیدم مطلبی راکه خاله فرا برایم کامنت گذاشته بودند برایتان بیان کنم:

وقتی اشاره به واژه های کلیدی در ابیات می کنیم بهتر هست قدری از نظر عرفانی اصطلاحات رو مرور کنیم . مثلا:
* آغوش : دریافت رموز واسرار الهی را گویند.
* باده: عشق صوفیان مبتدی را گویند. عشقی که ضعیف است و این برای عوام نیز در ابتدای سلوک موجود است.
* باده صافی: عشق بی آلایش است. عشقی خالی از هر عیب ونقص. فارغ از لذت وصل یا درد دور وحرمان.
* بت: مقصود ومطلوب را گویند .
* بتخانه: دل عارف کامل است و نیز اشاره دارد به عالم جبروت .
* بوسه : فیض وجذبه باطن است .
* پیاله: تعین‌های هستی میباشد که همه آنها آینه حق هستند. کنایت از محبوب نیز میباشد. صفای ظاهر وباطن که هرچه در او باشد عیان میگردد.
* پیمانه : تعبیر دیگریست در بیان دل سالک وصوفی.
* چشم جادو: جذبات الهی است .
* چشم خمار : کنایه از پنهان کردن تقصیرات وکاستی‌های سالک است بر روی سالک از جانب حضرت دوست.
* چشم مست : سر الهی وجذبات حق است .
* خرابات: شرابخانه.در اصطلاح عبارت از خراب شدن صفات بشریت و فانی شدن وجود جسمانی است.
* خرقه : علامت سر سپردن صوفی است به شیخ طریقت و در حقیقت نشانه تسلیم بود به خدای تعالی .
* خم: اشاره دارد به واحدیت ومقام جمع را نیز گویند .
* خمار: به ضم حرف خ. بازگشت سالک از مستی وحدت به کثرت را گویند. عاشق سرگردان .
* خمر: غلبه عشق بر دل صوفی است که رسوایی به بار آورد .
* ساغر: اشاره به دل صوفی است که می‌وصال ومحبت در آن ریخته میشود .
* ساقی: اشاره دارد به محبوب مطلق و پیر طریقت. رساننده فیض که شراب عشق را به عاشقان خود میدهد.
* سبو: اشاره دارد به تعینات ویژه من ومای اعتباری انسان. کنایت از جام می‌وحدت که از منبع فیض مطلق به هرکسی سهمی داده شده‌است .
* شراب: افراط محبت یا کمال معشوق را گویند .
* طرب: انس با حق تعالی است. سرور و شادی محض دل در آن .
* عیش: دوام حضور است وفراغت آن به تمام وکمال معنی .
* مطرب: آگاه کننده.
* شاید کلمه‌ای دشوار‌یاب ‌تر از رند در اشعار حافظ یافت نشود. کتب لغت آن‌را به عنوان زیرک، بی‌باک، لاابالی، و منکر شرح می‌دهند، ولی حافظ از همین کلمه بد‌معنی، واژه پربار و شگرفی آفریده است که شاید در دیگر فرهنگ‌ها و در زبان‌های کهن و نوین جهان معادلی نداشته باشد.
اهل کام ونازرادر کوی رندی راه نیست       رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی
آدمی در عالم خاکی نمی‌آیدبه‌دست           عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
برای اطلاعات بیشتر می توانید به فرهنگ اصلاحات عرفانی کشف المحجوب مراجعه کنید.