نقل است كه يك روز در طواف خلقي را ديد كه به كارهاي دنيوي مشغول بودند و با يكديگر سخن ميگفتند. به رفت پاره اي آتش و هيزم بياورد. از وي پرسيدند : چه خواهي كردن؟ گفت: مي خواهم كه كعبه بسوزم تا خلق از كعبه فارغ آيند و به خداي پردازند. (تذكرة‌الاولياء)