شيخ ابوالحسن خرقاني
اندر احوال شيخ ابوالحسن خرقاني
نقل است كه وقتي شيخ در صومعه نشسته بود با چهل درويش و هفت روز كه هيچ طعامي نيافته بودند. يكي بر در صومعه آمد با خرواري آرد و گوسفندي. و گفت: اين صوفيان را آورده ام. چون شيخ بشنود گفت: از شما هر كه نسبت به تصوف درست ميتواند كرد بستاند. من ياري زهره ندارم كه لاف تصوف زنم. همه دم در كشيدند تا مرد آن آرد و آن گوسفند باز گردانيد. (تذكرة الاولياء)
نقل است كه وقتي شيخ در صومعه نشسته بود با چهل درويش و هفت روز كه هيچ طعامي نيافته بودند. يكي بر در صومعه آمد با خرواري آرد و گوسفندي. و گفت: اين صوفيان را آورده ام. چون شيخ بشنود گفت: از شما هر كه نسبت به تصوف درست ميتواند كرد بستاند. من ياري زهره ندارم كه لاف تصوف زنم. همه دم در كشيدند تا مرد آن آرد و آن گوسفند باز گردانيد. (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۴ ساعت 0:5 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ