گوناگون
نقل است که يک روز يارانش درآمدند ، او را ديدند که می
گريست . گفتند :سبب چيست گريه را ؟گفت :دوش در سجده چشم من در خواب شد ، خداوند را
ديدم . گفت :يا ابا الفيض!خلق را بيافريدم ، بر ده جزو شدند . دنيا را بر ايشان
عرضه کردم ، و نه جزو آن ده جزو روی به دنيا نهادند . يک جزو ماند آن يک جزو نيز بر
ده جزو شدند . بهشت را بر ايشان عرضه کردم ، نه جزو روی به بهشت نهادند . يک جزو
بماند آن يک جزو نيز ده جزو شدند ، دوزخ پيش ايشان نهادم ، همه برميدند ، و پراگنده
شدند از بيم دوزخ . پس يک جزو ماند که نه به دنيا فريفته شدند و نه به بهشت ميل
کردند ، و نه از دوزخ بترسيدند .گفتم :بندگان من ! دنيا نگاه نکرديت ، و به بهشت
ميل نکرديت ، و از دوزخ نترسيديت . چه می طلبيد ؟همه سر برآوردند و گفتند :انت تعلم
مانريد . يعنی تو می دانی که ما چه می خواهيم . (تذكرة
الاولياء)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 7:2 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ