گوناگون
نقل است که صنوبری گويد :در بيت المقدس با ابراهيم
بودم . در وقت قيلوله در زير درخت اناری فروآمد . و رکعتی چند نماز کرديم .. آوازی
شنودم از آن درخت که :يا ابا اسحاق ! ما را گرامی گردان و از اين انارها چيزی بخور.
ابراهيم سر در پيش افگنده سه بار درخت همان می گفت .پس درخت گفت :ياابا محمد !
شفاعت کن تا از انار ما بخورد . گفتم :يا با اسحاق می شنوی ؟گفت :آری ! چنين کنم .
برخاست و دو انار باز کرد :يکی بخورد و يکی به من داد.ترش بود ، و آن درخت کوتاه
بود . چون بازگشتم ، وقتی باز به آن درخت انار رسيدم ، درخت ديدم بزرگ شده ، و انار
شيرين گشته ، و در سالی دوبار انار کرده ، و مردمان آن درخت را رمان العابدين نام
کردند . به برکت ابراهيم و عابدان در سايه او نشستند . (تذكرة
الاولياء)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت 6:59 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ