گوناگون
مادر و پدرش ترسا بودند و برابر معلم فرستادند استادش
گفت :بگوی خدا ثالث و ثلاثه گفت نی ، بل هو الله الواحد هرچند که می گفت که بگوی
خدای سه است او می گفت يکی هرچند استادش بزدش سود نداشت يکبار سخت زدش ، معروف
بگريخت و بيش نيافتندش مادر و پدرش گفتندی کاشکی بيامدی و هردينی که او بخواستی ما
موافقت او کردمانی . وی برفت و بردست علی بن موسی الرضا مسلمان شد . بعد از چند گاه
، روزی بدر خانه پدر رفت . در خانه بکوفت گفتند کيست ؟ گفت :معروف . گفتند بر کدام
دينی ؟ گفت بر دين محمد رسول الله . مادر و پدرش در حال مسلمان شدند. (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۶ ساعت 6:6 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ