اندر احوال رابعه عدويه

نقل است که وقتی يکی را ديد که عصابه ای بر سر بسته بود . گفت :چرا عصابه بسته ای ؟گفت :سرم درد می کند . گفت :تو راچند سال است ؟گفت :سی سال است. گفت :بيشتر عمر در درد و غم بوده ای ؟گفت :نه . گفت :سی سال تنت درست داشت ،هرگز عصابه شکر برنبستی. به يک شب که درد سرت داد عصابه شکايت درمی بندی .

(تذكرة الاولياء)